در قسمت اول “نقش امادگی هوازی در تمرینات با شدت بالا” به برخی از این موارد پرداخته ام و در این مقاله به ادامه این موضوع می پردازیم.

اکنون ، در مورد اهمیت تولید انرژی هوازی به عنوان مثال در فایترها.
چگونه مبارزان در حین مبارزه نفس می کشند؟
آنها اغلب عمیق نفس می کشند ، خیلی بیشتر و عمیق تر از حالت استراحت.
در حین ورزش شدید ، تعداد و حجم تنفس فایترها 10 برابر بیشتر از حالت استراحت است و در طول دوره استراحت نیز همچنان بالا است (مکاردل ، کچ و کچ 1991) ضربان قلب مبارزان به بالای 200 ضربان در دقیقه می رسد (Dziasko et al 1982، Bujak 1996).

این همه جریان اضافی هوا و خون برای چیست؟

برای رساندن اکسیژن بیشتر به عضلات در حال کار است! بدون اکسیژن ، تجمع لاکتات (استر اسید لاکتیک) باعث جلوگیری از کار عضلات می شود (مک آردل ، کچ و کچ 1991). همچنین ، اکسیژن برای سنتز مجدد ATP لازم است (مک آردل ، کچ و کچ 1991). کدام فایتر می تواند حمله مکرر داشته باشد؟ کسی که بعد از حمله 20-30 ثانیه ای سریعتر ریکاوری می شود.

مرتضی سپهوندی
http://تمرین هوازی در بوکس

کدام یک واکنش بهتری نشان می دهد؟

کسی که کمتر خسته شده و می تواند سریعتر حرکت کند – که تا حدود زیادی به توانایی اکسید کردن لاکتات ساخته شده در هنگام اوج شدت بستگی دارد.آنچه آقای استالی می نویسد ، درست خواهد بود اگر در طول مبارزه هر چند وقت یک بار با مشت یا لگد بزنید و به روی رینگ بیفتید. اما شما می دانید که این یک روش مبارزه نیست ، به همین دلیل است که شما باید در تمام مسیرهای انرژی ورزش کنید – بی هوازی-آلاکتات اسید برای حداکثر توان در حرکات فردی ، بی هوازی-لاکتات اسید برای یک سری حملات ، هوازی-بی هوازی ترکیبی برای تلاش های طولانی مدت مانند مانور در رینگ یا کشتی و هوازی برای بهبود سریع بین این حرکات است. یک مسابقه معمولی جودو شامل چندین دوره فعالیت زیاد است که هر کدام 10-30 ثانیه به طول می انجامد و پس از آن یک دوره فعالیت کمتری که به طور متوسط 10 ثانیه طول می کشد (Sterkowicz 1996). یک مبارزه با آمادگی جسمانی هوازی بیشتر در این کاهش سرعت بسیار بهتر از مبارزی است که توانایی هوازی کمتری دارد ریکاوری می شود.

منبع تصور غلط در مورد بخشهای بازی هوازی چیست؟

احتمالاً عدم تمایز بین تمرینات هوازی به طور کلی و ورزش های هوازی تا خستگی ، مانند دویدن ماراتن ، نهفته است. منبع دیگر ممکن است در مطالعه سطحی کتابهای فیزیولوژی ورزشی باشد. برای سالهای متمادی اعتقاد بر این بود (که در سال 1991 از کتاب فیزیولوژی ورزشی مشهور ، ورزش فیزیولوژی توسط مک آردل ، کچ و کچ دیدن کنید) که در طی 10 ثانیه تلاش بیشتر انرژی توسط سیستم ATP-PC تأمین می شود (بی هوازی منطقه تلاش-لاکتات اسید) ، که سیستم اسید لاکتیک (منطقه تلاش بی هوازی-لاکتات اسید) بیشتر انرژی را برای تلاشهای بین 10 ثانیه تا 3 دقیقه تأمین می کند و تنها پس از 3 دقیقه سیستم اکسیژن شروع به تأمین مقادیر قابل توجه می کند انرژی (مناطق بی هوازی – هوازی و هوازی ترکیبی). اعتقاد بر این بود که سیستم هوازی برای تأمین انرژی در طی تلاشهای کوتاه مدت و شدید مانند دو سرعت ، خیلی آهسته بسیج می شود.

http://تمرین هوازی در کشتیhttp://حسن یزدانی کشتی

نتایج تحقیق این باور را تضعیف می کند. نسبت انرژی حاصل از هوازی در طی تلاش شدید در گذشته به دلیل استفاده نادرست از “روش کسر اکسیژن” دست کم گرفته شده بود. نتایج تحقیقات انجام شده با استفاده از دقیق ترین روش (روش کمبود اکسیژن انباشته اولین بار توسط Medbø و همکاران در سال 1988 استفاده شد) نشان می دهد که سیستم هوازی در تلاشهای کوتاه مدت مانند دو سرعت ، انرژی بیشتری از آنچه پیش از این تصور می شد ، کمک می کند.به نظر می رسد که بین 20 و 30 ثانیه یک تلاش همه جانبه ، منابع هوازی به اندازه بی هوازی انرژی تأمین می کنند. درست از دهم ثانیه چنین تلاشی ، سیستم هوازی حداقل 20٪ از انرژی را تأمین می کند. سهم آن به طور پیوسته برابر با سیستم بی هوازی بین ثانیه 20 و 30 می شود و پس از 30 ثانیه تلاش ، بیشترین انرژی توسط سیستم هوازی تأمین می شود (گاستین و لاوسون 1994). نتیجه عملی این محققان این است که یک برنامه تمرینی برای تلاشهای شدید ، مانند دویدن 400 متری ، باید شامل تمرینات بی هوازی و هوازی در نسبت مناسب باشد. این خبر واقعاً جدید نیست ، زیرا تحقیقاتی که در سال 1962 توسط ولکوف ، لاپین و اسمیرنوف انجام شد (ولوکوف و همکاران 1962 به نقل از اولاتوفسکی 1981) نشان داد که 37٪ از واریانس فرم دوومیدانی ها با آمادگی جسمی هوازی توضیح داده می شود.

اگر فعالیت های شما تا 20 ثانیه طول نکشد چه می کنید؟ آیا پس از این نیازی به آمادگی هوازی ندارید؟
مثال وزنه برداری المپیک را در نظر بگیرید. وزنه بردار المپیکی ، تلاش های بسیار کوتاه و با حداکثر شدت به لحاظ تئوری ، انرژی برای چنین تلاش های بی هوازی الاکتیک (تلاشهای بی هوازی که سطح لاکتات را بالا نمی برد) باید توسط سیستم فسفاژنی که قبلاً در این مقاله به عنوان سیستم ATP-PC نامیده می شود ، تأمین شود. این تئوری است و فقط در آسانسورهای تک نفره اعمال می شود. با این حال ، در تمرین ، وزنه برداران مجموعه ای از لیفت های مختلف را انجام می دهند – کل قاپ و کشش و حرکت تند و تیز و همچنین قسمت هایی از این بالابرها و سایر تمرینات مانند اسکات و ددلیفت. بالابرهای منفرد پس از هر بار لیفت چند بار با چند دقیقه استراحت تکرار می شوند ، یا بالابرها در ست های 2 تکرار یا بیشتر انجام می شوند ، سپس هر مجموعه چند دقیقه استراحت دنبال می شود. تحقیقات روی وزنه برداران نشان داد که فقط سیستم ATP-PC نبوده که در طول تمرین انرژی تأمین می کند. افزایش سطح لاکتات پس از تمرین ، درگیری سیستم اسید لاکتیک را نیز نشان داد (Hübner-Wozniak، Chrusciewicz و Piotrowski 1995). اندازه گیری ها طی دو تمرین انجام شده است. قسمت اصلی اولین تمرین شامل پنج لیفت اسنچ(snatch lifts) و پنج کشش وجرک لیفت( حرکت تند و سریع) (jerk lifts) بود. قسمت اصلی تمرین دوم شامل شش حرکت اسکوات و شش کشش و جرک لیفت(jerk lifts ) بود.

غلظت لاکتات در برخی از وزنه برداران نسبت به سایرین بیشتر بود (به عنوان مثال 44/6 میلی مول در لیتر در مقابل 62/2 میلی مول در لیتر) که در طی 20 دقیقه استراحت پس از تمرین بسیار کمی تغییر کرد. به گفته محققان ، این امر به دلیل امادگی هوازی پایین آن وزنه برداران ایجاد شده است. وزنه برداران با آمادگی هوازی کافی غلظت لاکتات کمتری داشتند و سریعتر ریکاوری شدند (غلظت لاکتات آنها بعد از 20 دقیقه استراحت بسیار نزدیک به سطح قبل از تمرین بود). این مهم است زیرا اسیدیته بالا در عضلات توانایی انجام حداکثر توان را کاهش می دهد (Hübner-Wozniak، Chrusciewicz، Piotrowski 1995، Sharkey 1990، and McArdle، Katch، and Katch 1991).

غلظت لاکتات “قبل از رسیدن فسفات به پایین ترین سطح ، در عضله ورزش کننده شروع به افزایش می کند. . . . انرژی برای ورزش صرفاً نتیجه مجموعه ای از سیستم های انرژی نیست که “روشن” می شوند و “خاموش می شوند” ، بلکه بیشتر ترکیب صاف با هم پوشانی قابل توجهی از یک حالت انتقال انرژی به حالت دیگر است “(مکاردل ، کچ و کچ 1991) .

نویسنده : Thomas Kurz

ترجمه : سید حسین نجفی زاده